
نقل از هفته نامه شهروند .....بخش دوم
ا...اما اين اتفاقات دليلي نبود تا او از مسيري كه در پيش گرفته بود باز بماند. او يكتنه و با تمام سرعت داشت در مسيري خلاف جهت به حركتش ادامه ميداد. اولين اقدامش براي سازماندهی و مستقل کردن فوتبال ايران خريد ساختماني براي فدراسيون فوتبال بود. او سعي ميكرد گام به گام و با استفاده از نفوذ اقتصادياش بودجه فوتبالي را كه در زمان صعود به جام جهاني تنها 40 ميليون تومان بود، ارتقا دهد. فدراسیونی که حتي براي سفر تیم ملیاش به استراليا يك ريال پول نداشت تا مسوولان وقت مجبور شوند از يكي ازتجار ايراني مقيم دبي پول قرض بگيرند و در عوض امتیازاتی به او بدهند. اما رییس دوم خردادی فدراسیون توانست فوتبال را صاحب درآمدي ميلياردي كند بيآنكه حتي يك فرانک هم از 3 ميلیون فرانكي كه فيفا براي صعود تيم ملي به جام جهاني به فدراسيون ايران داده بود، هزينه شود
بازيهاي درخشان و برد غرورانگيز تيم ملي مقابل آمریکا در جام جهاني كه باعث شد جشني ملي در سراسر ايران برپا شود، صفايي را براي اولين بار به چهرهاي محبوب در ميان اهالي فوتبال هم بدل کرد. او البته فارغ از تمام اين اتفاقات به دنبال كسب قدرت در مجامع بينالمللي براي فوتبال ايران بود. فوتبالي كه معتقد بود بعد از کامبیز آتابای افول را آغاز کرده و تلاش داشت سنگ بناي حرفهاي شدنش را خيلي زود بگذارد؛«از سال 97 كه وارد فوتبال آسيا شدم طوري عمل كردم كه خيلي زود توانستيم براي اولين بار پس از انقلاب به كرسيهاي زيادي در فوتبال قاره دست پيدا كنيم.» اما اين مدير غيرفوتبالي سياستمدار راه رسيدن به قدرت را خوب بلد بود و توانست با برقراری روابط هوشمندانه، حكومت سلطانمحمد، شاه مالزيايي را بر فوتبال قاره پايان ببخشد و تاج رياست را بر سر محمد بنهمام قطري كه از نفوذ خوبي هم در تشكيلات جهاني فوتبال برخوردار بود بنشاند. صفايي با رايزني با فدراسيونهاي كوچك قاره توانست آراي بسياري را از مجمع كنفدراسيون آسيايي براي دوست عربش بگيرد و او را به رياست فوتبال آسيا برساند تا ايران و فدراسيون او صاحب قدرتي بيرقيب در تشكيلات آسيايي شود و حتي تا آستانه كسب ميزباني جام ملتهاي آسيا در سال 2004 پيش رود. رويايي كه البته با جدايي او از فوتبال تعبير نشد. صفايي با بنا نهادن ليگ حرفهاي ايران و با استفاده از نفودش حتي تا يكقدمي تصويب قانوني براي پرداخت حق پخش تلويزيوني بازيهاي فوتبال هم پيش رفته بود كه با عدم حمايت اهالي فوتبالي، و مخالفت شورای نگهبان و صداوسیما سرانجام در شوراي تشخيص مصلحت نظام ناكام ماند. با اين وجود او با ساخت كمپ تيمهاي ملي، موفقيت در فوتبال تيمهاي پايه كه نسلي جديد را براي فوتبال ملي ايران ساخت و رساندن اين تيمها به جام جهاني به مديري بدل شد تا بسیاری او را لايقترین رییس فدراسیون فوتبال ایران در کنار آتابای بدانند. کسی كه تشكيلات فوتبال را با اتاقی محقر در مجموعه ورزشي شهيد كشوري تحویل گرفت، و آن را صاحب امکاناتی عريض و طويل كرد؛ «به كمك بنهمام توانستيم براي سپ بلاتر هم راي جمع كنيم. آخرين كسي كه در مجمع جهاني به نفع بلاتر سخنراني كرد من بودم و سخنراني من جو را به سود بلاتر برگرداند.» اين دليلي بود كه روابط او با روسای فدراسيون جهاني به بهترين سطح برسد تا جایی که حتي پس از جدايي از فوتبال ايران نیز همچنان از تصميمگيران اصلي براي فوتبال قاره آسيا در AFC و از معتمدان FIFA باقی بماند. هرچند بسياري از منتقداناش اين نفود را به دليل شراكتش در پروژههاي اقتصادي به همراه بن همام در شركت ساختوساز بينالمللي استراتوس ميدانستند اما او هرگونه رابطه اقتصادی را با هر فرد خارجی تکذیب ميكند
عدهای معتقدند که صفايي در دوران رياستش بر فوتبال، تشكيلات تحت امرش را ديكتاتورمآبانه اداره کرده است و دربارهاش ميگويند اگر روزي به فدراسيون نميآمد هيچ كس نميدانست چه كاري بايد انجام دهد، هيچ وقت حاضر نبود با سازمان ورزش تعامل كند. او در دور اول دولت اصلاحات با «فائقي» و «هاشميطبا» در سازمان تربیت بدنی اختلافات شدیدی داشت که با استفاده از نفوذش در دولت میتوانست همیشه کار خود را پیش ببرد. اما در دوره دوم ریاستجمهوری سیدمحمد خاتمی با آمدن «مهرعليزاده» به سازمان ورزش كه با ناكامي تيم ملي با بلاژويچ در صعود به جام جهاني همزمان شد، دیگر امکان ادامه همکاری نبود. او در روز افتتاح كمپ تیم ملی درحالي كه اختلافاتش با سازمان ورزش به اوج رسيده بود، در جمع خبرنگاران حاضر شد و با گفتن اين جمله كه فوتبال را به دست نامادرياش ميسپارم، همان طور كه سرزده آمده بود، ناگهاني هم رفت
ا...اما اين اتفاقات دليلي نبود تا او از مسيري كه در پيش گرفته بود باز بماند. او يكتنه و با تمام سرعت داشت در مسيري خلاف جهت به حركتش ادامه ميداد. اولين اقدامش براي سازماندهی و مستقل کردن فوتبال ايران خريد ساختماني براي فدراسيون فوتبال بود. او سعي ميكرد گام به گام و با استفاده از نفوذ اقتصادياش بودجه فوتبالي را كه در زمان صعود به جام جهاني تنها 40 ميليون تومان بود، ارتقا دهد. فدراسیونی که حتي براي سفر تیم ملیاش به استراليا يك ريال پول نداشت تا مسوولان وقت مجبور شوند از يكي ازتجار ايراني مقيم دبي پول قرض بگيرند و در عوض امتیازاتی به او بدهند. اما رییس دوم خردادی فدراسیون توانست فوتبال را صاحب درآمدي ميلياردي كند بيآنكه حتي يك فرانک هم از 3 ميلیون فرانكي كه فيفا براي صعود تيم ملي به جام جهاني به فدراسيون ايران داده بود، هزينه شود
بازيهاي درخشان و برد غرورانگيز تيم ملي مقابل آمریکا در جام جهاني كه باعث شد جشني ملي در سراسر ايران برپا شود، صفايي را براي اولين بار به چهرهاي محبوب در ميان اهالي فوتبال هم بدل کرد. او البته فارغ از تمام اين اتفاقات به دنبال كسب قدرت در مجامع بينالمللي براي فوتبال ايران بود. فوتبالي كه معتقد بود بعد از کامبیز آتابای افول را آغاز کرده و تلاش داشت سنگ بناي حرفهاي شدنش را خيلي زود بگذارد؛«از سال 97 كه وارد فوتبال آسيا شدم طوري عمل كردم كه خيلي زود توانستيم براي اولين بار پس از انقلاب به كرسيهاي زيادي در فوتبال قاره دست پيدا كنيم.» اما اين مدير غيرفوتبالي سياستمدار راه رسيدن به قدرت را خوب بلد بود و توانست با برقراری روابط هوشمندانه، حكومت سلطانمحمد، شاه مالزيايي را بر فوتبال قاره پايان ببخشد و تاج رياست را بر سر محمد بنهمام قطري كه از نفوذ خوبي هم در تشكيلات جهاني فوتبال برخوردار بود بنشاند. صفايي با رايزني با فدراسيونهاي كوچك قاره توانست آراي بسياري را از مجمع كنفدراسيون آسيايي براي دوست عربش بگيرد و او را به رياست فوتبال آسيا برساند تا ايران و فدراسيون او صاحب قدرتي بيرقيب در تشكيلات آسيايي شود و حتي تا آستانه كسب ميزباني جام ملتهاي آسيا در سال 2004 پيش رود. رويايي كه البته با جدايي او از فوتبال تعبير نشد. صفايي با بنا نهادن ليگ حرفهاي ايران و با استفاده از نفودش حتي تا يكقدمي تصويب قانوني براي پرداخت حق پخش تلويزيوني بازيهاي فوتبال هم پيش رفته بود كه با عدم حمايت اهالي فوتبالي، و مخالفت شورای نگهبان و صداوسیما سرانجام در شوراي تشخيص مصلحت نظام ناكام ماند. با اين وجود او با ساخت كمپ تيمهاي ملي، موفقيت در فوتبال تيمهاي پايه كه نسلي جديد را براي فوتبال ملي ايران ساخت و رساندن اين تيمها به جام جهاني به مديري بدل شد تا بسیاری او را لايقترین رییس فدراسیون فوتبال ایران در کنار آتابای بدانند. کسی كه تشكيلات فوتبال را با اتاقی محقر در مجموعه ورزشي شهيد كشوري تحویل گرفت، و آن را صاحب امکاناتی عريض و طويل كرد؛ «به كمك بنهمام توانستيم براي سپ بلاتر هم راي جمع كنيم. آخرين كسي كه در مجمع جهاني به نفع بلاتر سخنراني كرد من بودم و سخنراني من جو را به سود بلاتر برگرداند.» اين دليلي بود كه روابط او با روسای فدراسيون جهاني به بهترين سطح برسد تا جایی که حتي پس از جدايي از فوتبال ايران نیز همچنان از تصميمگيران اصلي براي فوتبال قاره آسيا در AFC و از معتمدان FIFA باقی بماند. هرچند بسياري از منتقداناش اين نفود را به دليل شراكتش در پروژههاي اقتصادي به همراه بن همام در شركت ساختوساز بينالمللي استراتوس ميدانستند اما او هرگونه رابطه اقتصادی را با هر فرد خارجی تکذیب ميكند
عدهای معتقدند که صفايي در دوران رياستش بر فوتبال، تشكيلات تحت امرش را ديكتاتورمآبانه اداره کرده است و دربارهاش ميگويند اگر روزي به فدراسيون نميآمد هيچ كس نميدانست چه كاري بايد انجام دهد، هيچ وقت حاضر نبود با سازمان ورزش تعامل كند. او در دور اول دولت اصلاحات با «فائقي» و «هاشميطبا» در سازمان تربیت بدنی اختلافات شدیدی داشت که با استفاده از نفوذش در دولت میتوانست همیشه کار خود را پیش ببرد. اما در دوره دوم ریاستجمهوری سیدمحمد خاتمی با آمدن «مهرعليزاده» به سازمان ورزش كه با ناكامي تيم ملي با بلاژويچ در صعود به جام جهاني همزمان شد، دیگر امکان ادامه همکاری نبود. او در روز افتتاح كمپ تیم ملی درحالي كه اختلافاتش با سازمان ورزش به اوج رسيده بود، در جمع خبرنگاران حاضر شد و با گفتن اين جمله كه فوتبال را به دست نامادرياش ميسپارم، همان طور كه سرزده آمده بود، ناگهاني هم رفت
ادامه دارد ...ا
No comments:
Post a Comment