
تحليلي پيرامون ورود هنرمندان به آوردگاه سياست
در این دوره از انتخابات نیز همچون چند دوره گذشته شاهد حضور برخي از اهالی سینما در انتخابات مجلس شورای اسلامی هستيم که از ميان آنها می توان به سيف الله داد، احمد نجفی، داريوش کاردان، علی دهکردی و عليرضا سجادپور اشاره کرد
سيف الله داد و عليرضا سجادپور علاوه بر کار سينمايی سابقه فعاليت اجرايی را نيز در کارنامه خود دارند. داد که فيلم ها و سريال هايی از جمله «بازمانده»، «کانی ما نگا» و «زير باران» را در کارنامه فيلمسازی اش دارد، معاون سينمايی دوره اصلاحات نيز بوده است
عليرضا سجادپور نيز که به نظر می رسد از آوردگاه اصولگرايان در انتخابات هشتمين دوره مجلس شورای اسلامی شرکت کرده، علاوه بر نوشتن فيلمنامه هايی همچون «خلبان»، «عبور از خط سرخ» و «سرباز کوچک»، مديرکل سازمان اداره فيلم و تلويزيون سازمان ميراث فرهنگی، مدير کل مرکز گسترش سينمای تجربی و مدير طرح و برنامه سينمايی شاهد نيز بوده است
اما سئوال شایسته پاسخ در این موضوع این است که چه می شود که چهره های هنری بویژه بازیگران و کارگردانان سینما،تلویزیون و تئاتر کاندیدای انتخابات و نامزد ورود به آوردگاه سیاست می شوند؟
شاید این دسته از هنرمندان، عرصه انتخابات را عرصه ای دیگر برای سنجش میزان محبوبیت و شهرت خود می بینند؟ یا شاید چون شنیده اند که سیاست هم نوعی بازی است می آیند تا در صحنه فعالیت های سیاسی نیز، همچون صحنه های فیلم به ارائه بازی بپردازند
همانگونه که یک هنرمند بازیگر، زمانی که در یک کاراکتر سینمایی و تلویزیونی به ایفای نقش می پردازد ممکن است کیفیت بازی او عالی، خوب، متوسط و یا ضعیف باشد همانگونه هم ممکن است کیفیت فعالیت سیاسی او با یکی از این گزینه ها ارزیابی شود و این امر، قطعا" با محبوبیت هنرمند رابطه مستقیم دارد
بعید به نظر می رسد هنرمندانی که وارد عرصه سیاست می شوند این نکته مهم را نادیده گرفته باشند که محبوبیت و اعتبار یک هنرمند غیر سیاسی قطعا" بیشتر از یک هنرمند سیاسی است
اما مگر می شود بدون داشتن تجربه کارهای سیاسی وارد این عرصه شد؟ بعید به نظر می رسد که صرف ایفای نقش در یک و یا چند کاراکتر سیاسی در سینما و تلویزیون و یا گارگردانی چند فیلم با محتوای سیاست برای ورود به عرصه رئال و زنده سیاست کافی باشد
در یک فیلمنامه سینمایی و تلویزیونی، سرانجام داستان مشخص بوده و از پیش تعیین شده است اما در یک فعالیت سیاسی، به دلیل پیچیده بودن معادلات سیاسی و زنده بودن فضای اقدام، پایان سناریو کاملا" ناپیدا بوده و هر آن ممکن است دستخوش تغییر و تحول گردد
از طرفی، اگر صحنه های خشونت و ترور شخصیتی و فیزیکی در فیلم ها کاملا" ساختگی و دروغ است در مقابل، صحنه های خشونت، حذف و ترور در کارهای سیاسی کاملا زنده و واقعی بوده و به هیچ وجه شوخی بردار نیست
بعضی معتقدند از آن جا که هنرمندان و بازیگران نیز، جزء شهروندان جامعه هستند و هر شهروندی این حق را دارد که سیاسی و اجرایی باشد لذا این حق برای اهل هنر هم محفوظ است
در مقابل، عده ای نیز بر این اندیشه اند که "هر کسی را بهر کاری ساختند". این دسته معتقدند که ورود هنرمندان به حوزه سیاست، نشان از بی نظمی در امور بوده و با تخصصی شدن حوزه های کاری در تضاد است؛ هنرمند باید هنرمند بماند و سیاستمدار هم باید سیاستمدار
البته برخی از آسیب شناسان نیز بر این باورند که تلاش هنرمندان برای حضور در عرصه های سیاسی و اجرایی می تواند بازخوردی از ضعف عملکرد سیاستمداران و مدیران اجرایی باشد؛ به عبارت دیگر، هر چقدر که مدیران سیاسی و اجرایی در یک کشور، ضعیف عمل کنند به همان میزان، شوق و اشتیاق هنرمندان، اهالی فیلم و ورزشکاران برای بر عهده گرفتن امور سیاست و اجراء بیشتر می شود
از همه این مسائل که بگذریم، اگر ورود هنرمندان بویژه بازیگران سینما،تلویزیون و تئاتر به عرصه های انتخاباتی و سیاسی از سر درد و برای خدمت به مردم باشد، نه تنها جای سئوال و شبهه ندارد که بسی قابل تقدیر است چرا که بخشیدن عطای محبوبیت به لقای آن بسیار سخت و روح خراش است
فقط باید یک هنرمند محبوب باشیم تا با تمام وجود درک کنیم که گذر از مرز محبوبیت چقدر دشوار است. هر چند نباید از این نکته نیز غافل شد که هنرمند سیاسی خدمتگزار، بسی محبوب تر و دوست داشتنی تر از هنرمند غیر سیاسی و یا هنرمند سیاسی بی تعهد است
1 comment:
دوستان
Post a Comment